سکوت تلخ

+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 9:59  توسط ز نیما ز
|
آثار کشور ایران
|
هنوز به ياد غربتت هزار تا شعر تو دلمه اما نمي خوام بگمش جاشون فقط تو قلبمه فكر مي كني كه اين روزا، چرا شدم يه بي خيال؟ آخه مي خوام غم تو رو ، رنگ بزنم، رنگ محال ميخوام ديگه بزرگ بشم از بچگي دست بكشم مي خوام چشامو باز كنم به روياهام خط بكشم دلم مي خواد داد بزنم غصه رو از ياد ببرم وقتي مي پرسن عاشقي؟ بگم نه من مسافرم مسافر شهر غريب، شهري كه اسمي نداره اونجا بشم غرق سكوت، جايي كه دل كم نياره
|